|
|
|
|
|
وقتي خداي مهربان همه بندهايش را آفريد با استفاده از قلم سرطلاي مرغ خوشبختي واسه همه نوشت قصه خوب سرنوشت وقتي به من رسيد قلم سرطلا شکست مرغ پر طلا پريد خدا از مرغ غم يک پر گرفت واسم نوشت قصه ي تلخ سرنوشت ******************* **************
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 18:26 توسط امين
|
|
||
|
|
|
|
|
ميشه مثل يه قطره اشک بعضيهارو از چشمات بندازي!!! ولي هيچوقت نميتوني جلوي اشکي رو بگيري که با رفتن بعضي ها از چشات جاري ميشه . |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 18:23 توسط امين
|
|
||
|
|
|
|
|
ای که بی تو خودمو تک وتنها می بینم هر جا که پا مزارم تو رو اونجا می بینم اسمون ابری شده خدا انگار خواب دیده انگار از اون بالا ها گریه هامو ندیده* * * * بتراش ای سنگ تراش سنگی از معدن درد بهر مزارم بتراش روی سنگ قبر من عکسی از چهره زیبای نگارم بتراش بنویس ای سنگ تراش عاقبت شدم فداش بنویس تا بدونه عمرمو دادم براش |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 18:22 توسط امين
|
|
||
|
|
|
|
عشق يعنـي حسرت شبهـاي گرم![]() عشق يعنــــــي ياد يک روياي نرم
نمیدانم چرا دستانم می لرزد زبانم به پته پته می افتد
* چشم من بيا منو ياري بكن گونه هام خشكيده شد كاري بكن غير گريه مگه كاري ميشه كرد كاري از ما نمياد زاري بكن * * * اگه ميخواي صد سال زندگي كني من مي خوام يك روز كمتر از تو زندگي كنم چون نمي تونم بدون تو حتي يك ساعت زنده بمونم |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 18:21 توسط امين
|
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 17:41 توسط امين
|
|
||
|
|
|
|
|
من دلم می خواهد خانه ای داشته باشم پر دوست کنج هر دیوارش دوستهایم بنشینند آرام گل بگو گل بشنو هرکسی می خواهد وارد خانه ی پر عشق و صفایم گردد یک سبد بوی گل سرخ به من هدیه کند شرط وارد گشتن شست و شوی دلهاست شرط آن داشتن یک دل بی رنگ و ریاست بر درش برگ گلی می کوبم روی آن با قلم سبز بهار می نویسم ای یار خانه ی ما اینجاست تا که سهراب نپرسد دیگر خانه ی دوست کجاست؟ |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 23:55 توسط امين
|
|
||
|
|
|
|
|
با زيباترين گل ها به ملاقاتم بيا! اما يادت باشد
و چند قطره از عطر خودت را که در آن مي پاشي نه نه، صبر کن! لطفاً همه ي اين ها را |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 23:53 توسط امين
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام ببخشید اگه اینجور شد
ایمان جون ناراحت نشو دانشجویی دیگه این چیزا هم داره |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دوم آذر 1385ساعت 9:34 توسط امين
|
|
||
|
|
|
|
|
نهنه نه نهنه |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 15:30 توسط امين
|
|
||
|
|
|
|
|
ایمان دوسس دارم |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 13:36 توسط امين
|
|
||